مرتضى راوندى
584
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
چيزى از مسافر نمىگيرند ؛ ولى در شهرها از هر مسافر وجه مختصرى دريافت مىكنند . در كاروانسرا بيش از يكصد سوار نمىتوانند سكنى گزينند . احدى نمىتواند به زور حجرهاى را كه ديگرى براى خود انتخاب كرده ازو بگيرد . در كاروانسراها بين غنى و فقير امتيازى نيست . شب ، در كاروانسرا را مىبندند و كاروانسرادار مسؤول همهچيز است ، و عدهاى را براى مراقبت و پاسبانى مىگمارد . وضع كاروانسراها در ايران بهتر از عثمانى است . كسانى كه با كاروان مسافرت مىكنند ، از امنيت بيشترى برخوردارند . ولى اين نوع مسافرت بكندى انجام مىشود . راهى كه يك دستهء زبدهء سوار در يك روز طى مىكنند ، قافلهء قاطر در دو روز و شتر در 4 روز طى مىنمايد . تجار از ميان خود يك رئيس اختيار مىكنند كه او را كاروانباشى مىنامند . تعيين ساعت حركت و اتراق و رفع اختلافات ميان مسافران و تقريبا حكومت كاروان به عهدهء كاروانباشى است . [ ص 903 ] . « 1 » » بطوريكه تاورنيه و ديگر سياحان نوشتهاند ، دولت در راه تأمين امنيت راهها سعى فراوان مىكرد . حكام مسؤول سرقت كالاها بودند ، و از روى ثبت دفتر تاجر و قسمى كه ياد مىكرد ، ناگزير بودند غرامت او را بپردازند . در عالمآراى عباسى ، صفحهء 1106 آمده است : « مال هركس از تجار و مترددين سكنهء هر بلاد كه دزد و حرامى ببرد ، پىروى نموده پيدا كرده به صاحب رسانند ، و الا خود از عهده برون آيند ؛ و اين قاعده را در كل ممالك مستمر ساختند . » « 2 » براى حفظ راهها مبلغى بعنوان راهدارى مىپرداختند . تاورنيه مىنويسد : « در مرند ، 13 عباسى براى هربار شترى به نام راهدارى مىگرفتند كه معادل چهار اكو بود [ ص 110 ] . » در چنين موقعيت ممتازى بود كه « قوافل تجارت ابريشم كه گاهى به هشتصد نهصد شتر مىرسيد ، از اردبيل مىگذشت [ ص 128 ] » . « 3 » وضع راهها در اواخر عهد صفويه - در زمان قدرت شاه عباس كبير ، چنان كه اشاره شد ، وضع راهها رضايتبخش بود ، ولى بعد از مرگ اين پادشاه ، اندك اندك ، آثار ناامنى و بىثباتى در سراسر كشور آشكار شد . لاكهارت مىنويسد : « يكى از علائم ضعيف شدن قدرت پادشاه ، ناامنى راههاى كاروانى بود ( زيرا به معنى جديد راهى وجود نداشت ) . اگرچه جهانگرد فرانسوى به نام آندره دوليهدلاند « 4 » كه در اواخر سلطنت شاه عباس ثانى در ايران بود ، نوشته است كه امنيت كامل در آن راهها حكمفرما بود ؛ ولى ساير جهانگردان اروپايى چنين عقيدهاى نداشتند . درست است كه در آن ايام ، اشخاصى به نام راهدار وجود داشت ، ولى اين اشخاص مأموران گستاخ و بىتربيتى بودند ، و اگر عدهء آنها از مسافران بيشتر بود ، اموال كسانى را كه مىبايستى محافظت كنند به باد غارت مىدادند .
--> ( 1 ) . به نقل از : سياست و اقتصاد عصر صفوى ، پيشين . ص 108 - 106 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 109 . ( 3 ) . همان . ص 110 - 109 . ( 4 ) . Andre Dulier Deslandes